تبليغاتX
آسمون خدا

مسائل اجتماعی فرهنگی

سال 85،ترم دوم 2 واحد کامپیوتر داشتم استاد کامپیوتر 10 نمره ی عملی به ایجاد وبلاگ اختصاص داد.منم از نوروز 86 استفاده کردم و یک وبلاگ تو بلاگفا باز کردم،یک عالمه کدهای جاوا گذاشتم .از اونجایی که استادمون از وبلاگهای شلوغ خوشش میومد به خاطر همون وبلاگم تو دانشگاه اول شد.حالا یکسال از اون روز گذشته و وبلاگم روز به روز کمرنگ تر از قبل می شه.اصلا" هم تو این فکر نیستم که آدرس وبلاگم رو به وبلاگ نویسای دیگه بدم بلکه بیشتر تو این فکرم که کمتر مطلب بذارم اگرم مطلب می نویسم لااقل علمی باشه.امیدوارم هممون تو تصمیمایی که می گیریم موفق باشیم.

                      آسمون خدا تولد یک سالگیت مبارک.

                          

 

 

                       

+ نوشته شده در 87/01/08ساعت 23:34 توسط نرمین |

2 ساعت دیگه سال 1387 شروع می شه.شمارش معکوس شروع شد.آخرین نماز ،آخرین دعای عهد،آخرین صبحونه و ... امیدوارم سال 86 سال خوبی براتون بوده باشه و با شروع سال جدید در پی تلاش و کوشش بیشتری باشید.امیدوارم هممون اولین عیدی رو تو سال نو از خدا بگیریم عیدیمون ایمن بودن تو سال 87 باشه.تو سال 2،87تا اتفاق مهم قراره برا من بیفته(البته اگه عمری باقی باشه):

1-اولین روز مهر ماه که مصادف با اولین روز معلمی منه.

2-آبان ماه که قرار کنکور کاردانی به کارشناسی بدم و امیدوارم که بتونم موفق بشم.

برا همتون سالی خوب،سرشار از موفقیت آرزو می کنم.

                                       

 

+ نوشته شده در 87/01/01ساعت 7:20 توسط نرمین |

   عید نزدیکه،از دید خیلی ها عید یعنی(خونه تکونی،بوی شیشه پاک کن،خرید لباس نو،چیدن سفره ی هفت سین،گذاشتن ماهی تو تنگ بلورو..).

                                  

دم عیدی پیدا کردن ماهی کار سختی نیست سر هر کوچه و خیابون ماهی های خوشگل وقرمز رنگ رو می شه پیدا کرد.تو این موقع از سال دست فروشها تو خیابون بیشتر از هر موقع دیگه هستند و مامورای شهرداری هر وقت که دوست داشته باشن میریزن تو خیابونا و بساط دست فروشا رو جمع می کنن.

    چند روز پیش تو محله ی ما همین اتفاق افتاد اما خیلی از دست فروشها قبل از اینکه مامورا بتونن کاری بکنن بساطشونو گذاشتن رو کولشون و فرار کردن،فقظ مرد ماهی فروش بود که نتونست فرار کنه،در عین بی رحمی ...اومدن تنگهای بلور رو زدن زمین،ماهیهای قرمز و مشکی رو زمین افتادن ،همون ماهی هایی تو آب شنا می کردن و به آدما پز میدادن ،همون ماهی های خوشگلی که قرار بود کنار سفره ی هفت سین باشن و دل بچه ها رو شاد کنن،همون ماهی هایی که لحظه ی تحویل سال نو می تونستن توی آب بچرخن،همون ماهی هایی که قرار بود روز 13 تو رود خونه ها شنا کنن و ....

                                   

  از همه ی اینا که بگذریم گریه ی مرد ماهی فروش اشک آدم رو در میاورد.خدا می دونه عید امسال برا مرد ماهی فروش و خوانوادش قراره چطور باشه.لحظه ی تحویل سال نو یادمون بمونه برا مرد ماهی فروش دعا کنیم.

+ نوشته شده در 86/12/28ساعت 1:22 توسط نرمین |

خواب من...

 

شبي خواب ديدم با خدا كنار ساحل قدم ميزنم،

 

رد پاي هردوي ما روي ساحل بود،وقت ي برگشتم و به گذشته نگاه كردم ديدم

 

در موقع سخت ي تنها يك رد پا كناره ساحل است،

 

پس به خدا گله كردم و گفتم:خدايا چرا در موقع سخت ي مرا تنها گذشت ي

 

خدا لبخند ي زدو گفت :فرزندم در آن موقع تو بر دوشه من بودي

+ نوشته شده در 86/11/07ساعت 20:30 توسط نرمین |

حلال جمیع مشکلات است حسین ........ شوینده  لوح  سیئات  است  حسین

ای شیعه ترا  چه  غم  ز طوفان بلا........جایی که سفینه النجاه است حسین

 

+ نوشته شده در 86/10/30ساعت 2:20 توسط نرمین |

تعطیلات زمستانی اومد یقه ی دانشجو ها رو هم گرفت.اصلا" فکر نکنی دانشجو جماعت از تعطیلی خوشش میادها.

امتحانات تمامی دانشگاه ها تا یک بهمن تعطیل اعلام شد.

فتیله آی فتیله،امتحانا تا یکم تعطیله

انصافا"قطعی گاز برای چند گروه خیلی خوب شده.معلم ها،دانش آموزا،دانشجوها،نانوایی ها،نفت فروش ها،وانت بارها و...

نمی دونی درس خوندن تو خونه با کلاه ،شال،کاپشن و دستکش چه حال و هوایی داره.البته من یک معادله ی جدید کشف کردم که درس نخوندنامو توجیه می کنه.چون این حال و هوای سرد با درس خوندن جور در نمی یاد

درس خوندن+هوای سرد=درس نخوندن

تو آپ قبلیم نوشته بودم امتحان جمعه حذف شد ولی فقط در حد یک شایعه بود.مثل یک معلم خوب رفتم و امتحانم رو دادم.

ان شاالله این ترم همه ی دانشجوها معدل الف میارن.

+ نوشته شده در 86/10/26ساعت 0:15 توسط نرمین |

 هی میگن دانشجو جماعت حتی تو فرجه ها درس نمی خونن.برف بارید،خدا رو ده هزاران مرتبه شکر.نمیدونم این قطعی گاز دیگه چه برنامه اییه.گازا قطع شدن،خونه ها سرد شدن،هوای بیرون تو سردی غوغا به پا کرده دیشب هوا 18 درجه زیر صفر بود.تو این هوای سرد کجا می شه درس خوند؟(اینم بهونه ی دانجشویی برا درس نخوندن)

البته قطعی گاز واسه من و سایر معلم ها زیادم بد نشد چونکه امتحان روز جمعه(اهداف تربیت از دید اسلام) 86/10/22 حذف شد.

 

+ نوشته شده در 86/10/20ساعت 18:14 توسط نرمین |

تا حالا شده دلت گرفته باشه،یه چیزی شبیه بغض تو گلوت گیر کرده باشه ولی نتونی هق هق گریه کنی.15 روز از آغازفصل سرما گذشته و امروز آسمون خدا تو شهر من اورمیه ی عزیز،بعد از چند روز تونست بغض خودش رو خالی کنه.بله درست حدس زدی.دونه های سفید برف شهر من رو سفید پوش کرد (مثل بیشتر نقاط ایران)و باعث خوشحالی خیلی ها به ویژه دانش آموزا شد چونکه مدارس تعطیل و امتحانا لغو شدن. بعضی ها آدم برفی درست کردن،بعضی ها با گلوله های برفی با هم احوالپرسی می کردن،بعضی ها سر می خوردن و...

                            آدم برفی

و تو وقتی با مردم،در کنار مردم باشی همه ی این اتفاقات زیبا و جالب می شن.شاید سفیدی این برف زمینه ای باشه برای سفیدی و پاکی قلبامون.به امید روزی که دلامون از کینه خالی و از محبت پر بشه.

 

 

 

+ نوشته شده در 86/10/15ساعت 14:58 توسط نرمین |